امروز میخوام در مورد کارم براتون بنویسم. من یک توسعه دهنده یا برنامه‌نویس هستم که تخصصم در زمینه‌ی Front-end هست.

فقط در مورد همین عنوان کارم میشه یک روز کامل بحث کرد. مثلا اگه پدربزرگم ازم بپرسه کارت چیه میگم با کامپیوتر ور میرم؛ اگه دوستم که دانشجوی معماری هستش بپرسه، بهش میگم برنامه‌نویس هستم و اگه یک برنامه‌نویس ازم بپرسه، بهش میگم Front-end developer هستم. شغل‌های IT اینجوریه چون ۱ قرن پیش این تنوع نبود و تقریبا این عناوین نو ظهور هستند.

اگه یک برنامه‌نویس باشی، مدل‌های مختلفی برای کار کردن پیش روت وجود داره. میتونی آزاد کار کنی؛ کارمند شرکت‌های تولید نرم‌افزار بشی؛ توی یک استارت‌آپ کار کنی و مدل‌های دیگه… انتخاب هر کدوم از این مدل‌ها به روحیه و شخصیت آدم بستگی داره.

کار آزاد

برای کار آزاد یا باید پروژه زد یا باید یک محصول خوب ساخت و اون رو به تعداد بالا فروخت. نیاز اولیه پروژه زدن داشتن یک صبر فولادین برای سر و کله زدن با کارفرماست. اگه این روحیه رو ندارید میتونید ساختن یک محصول خوب رو امتحان کنید. مثلا Theme WordPress بسازیم و روی سایت Themeforest.net بفروشیم با برنامه اندروید بنویسیم یا بات تلگرام بنویسیم.

Freelaner - meme

خوبی‌های آزاد کار کردن اینه که پیشرفت و درست کردن شرایط کار کاملا به خود آدم و اخلاقش بستگی داره. هم میتونه یه تجربه‌ی مزخرف برای یه نفر باشه و هم میتونه بهترین تجربه برای یک نفر دیگه باشه. ولی چیزی که مشخصه باید یک سیستم برای مدیریت زمان، حسابداری و پاسخ دادن به مشتری برای خودتون داشته باشید که بتونید دووم بیارید.

کار در شرکت‌های تولید کننده نرم‌افزار

کارمند یک شرکت بودن و زندگی کردن در تهران مساویه با به همراه بردن خیلی از مزایا، معایب و روزمرگی‌های کارمند‌های دیگه در تهران. ترافیک، هوای آلوده، اتلاف وقت در رفت و آمد و محدودیت‌های زندگی در شهرهای ایران. و اگه در شهر مجاور کرج ساکن باشی و بخوای هر روز بیای تهران و برگردی که دیگه بخاطر حرص زیاد ۱ سال نکشیده مویی رو سرت نمیمونه.

یک مشکل بزرگ دیگه وجود قانونی به اسم «هر چی رییست گفت انجام بده» هست. شاید البته این فرهنگ تو شرکت‌های دسته IT خیلی کمتر نسبت به بقیه شرکت‌ها باشه ولی کم هم نیست. این معضلی هست که باعث از بین رفتن روحیه و انگیزه در کار میشه. از اون طرف شرکت‌ها سخت با بستن قرارداد و بیمه کردن کارمند کنار میان و محتمله که در اولین تجربه‌ی کاریتون سر مسائل اینچنینی اذیت بشید.

The office - quote

مزایای کارمند بودن هم خب وجود درآمد با ثبات بیشتر و بیمه و این چیزاست. ولی ویژگی که اگه نداشته باشی این مدل کار کردن رو برات غیرقابل تحمل میکنه، دوری از کارهای کلیشه‌ای و درگیر کردن خودت با سرگرمی‌های مختلفه.

کار در یک شرکت نوپا به اسم استارت‌آپ

چند سال پیش نه دیجیکالا بود، نه زودفود و اسنپ و سرویس‌های اینجوری… الان وجود این شرکت‌ها زندگی در شهر تهران رو نسبت به چند سال قبل متحول کرده. همه‌ی اینها استارت‌آپ بودن یا هستن. استارت‌آپ ها شرکت هایی هستن که یه ایده‌ی خوب دارن ولی سرمایه ندارن، پس میرن ایده شون رو به سرمایه گذارها میگن(به این سرمایه‌گذارها میگن شتاب دهنده که بجز سرمایه دوره آموزشی و کمک در مسائل حقوقی هم انجام میدن) و سرمایه‌گذارها هم با اونهایی که ایده‌ی جالبی دارن حال میکنن و بهشون سرمایه میدن، ولی همون اول هم با دادن سرمایه یه درصدی از سهام شرکت رو میگیرن. بعد که شرکت تأسیس شد باید تو یه دوره چند ماهه خودشون رو به یه جایی برسونن. جایی که سهام شرکتشون اونقدری ارزش داشته باشه که بخوان بفروشن یا اگه بخش بزرگی از بازار رو تو دستشون دارن به سوددهی بالاتر برسن.

ولی استارت‌آپ زدن هم خوبی و بدی‌های خودش رو داره. بدی‌هاش اینه که باید خیلی بیشتر از یک کارمند وقتت رو صرف استارت‌آپ ات کنی و بیشتر خودت رو درگیر کار بکنی، ساعت کار مشخص نداشته باشی، استرس درگیر شدن با مسائل حقوقی، کم تجربگی و بلد نبودن فرهنگ کاری در کار با هم تیمی‌هات و مشکلات اینجوری.

از اون طرف خوبی‌هاش نبودن کلیشگی در کار، سریع‌تر پیشرفت دادن مهارت‌های شخصی خودت، آزادی در کار، سابقه کار خوب در صورت موفق بودن استارت‌آپ و البته متحول کردن زندگی خودت بعنوان یک سهام دار استارت‌آپ.

یادگیری سریع در یک استارت‌آپ یه چیزی مثل عکس زیره

Matrix meme - learning fast

مهاجرت؟

فقط ایران نیست که شغل برنامه نویسی توش محبوبه. کافیه به Stackoverflow jobs یه نگاهی بندازید تا از شرایط موقعیت‌های مختلف مطلع بشید. مزیت بزرگ خیلی از این موقعیت‌ها اسپانسرشدن شرکت استخدام کننده برای ویزا گرفتن هست. مزیت دیگه تأمین کردن نیازمندی‌های مهاجرت مثل تأمین خانه یا هزینه‌ی نقل و انتقال هستش. و اگه به حقوق نگاه کنید و مخارجتون رو هم حدودی حساب کنید میبینید که با حقوق‌های داخل ایران غیر قابل مقایسه هستش. البته سطح مهارت‌هایی که لازم دارن معمولا از شغل فعلیمون بالاتره و نیاز به تلاش کردن برای واجد شرایط شدن داره. مهاجرت قطعا یک تحول در زندگی امروز ماست. کمتر پیش میاد یک برنامه نویس حداقل یکبار به مهاجرت فکر نکرده باشه.

Immigration - meme

انگیزه طلاست

اگه به برنامه‌نویسی به چشم یک شغل اداری نگاه کنی و نتونی روزهات رو از هم متفاوت کنی خیلی راحت انگیزه ‌ات رو میبازی. باید چیزهای جدید رو امتحان کرد، سر کار راحت بود و کلیشه‌گی رو از بین برد. میشه پروژه Open source ساخت، مدل‌های کاری مختلف رو امتحان کرد، به چشم تفریح به کار نگاه کرد و وبلاگ نویسی کرد! اینها جملاتی هستند که من هم به خودم باید همه‌اش یادآوری کنم

The office tv-series - quote

بازنشر
http://blog.pooriahan.name/wp-content/themes/handmade/functions-shareByEmail.php
● منتشر شده در ۱۳۹۶-۰۲-۲۶
● آخرین ویرایش در ۱۳۹۶-۰۷-۱۶
۴ دیدگاه

  1. چهره فرشاد فرشاد

    بسیار مفید بود

    ۱۳۹۶-۰۴-۱۹ ساعت ۲۰:۲۵
    • چهره پوریا حنّانی پوریا حنّانی

      با نظرت خوشحالم کردی فرشاد عزیز

      ۱۳۹۶-۰۴-۲۶ ساعت ۲۲:۱۸
  2. چهره علی علی

    سلام
    جالب و اموزنده بود ممنون

    ۱۳۹۶-۰۶-۲۰ ساعت ۱۴:۵۳
    • چهره پوریا حنّانی پوریا حنّانی

      ممنون
      خوشحالم اگه مفید بود

      ۱۳۹۶-۰۶-۲۴ ساعت ۲۰:۲۰

می‌توانید با عضویت در ماه‌نامه٬
آخرین نوشته‌ها را در صندوق ایمیل خود دریافت کنید